چرا معمار كشتي را از دست بدهيم؟
كمتر از پنج ماه از قولي كه محمد بنا، سرمربي تيم ملي كشتي فرنگي به رئيسجمهور (احمدي نژاد) براي ماندن در كشتي فرنگي كشور داده بود، در نامهاي خطاب به سرپرست فدراسيون كشتي؛ كنارهگيرياش را رسما اعلام كرد.اين در حالي است كه تيم ملي كشتي فرنگي كشورمان بايد از روز ۲۳ دي ماه اردوي جديد خود براي حضور در رقابتهاي جام جهاني را در خانه كشتي تهران آغاز كند. محمد بنا پس از بازگشت از بازيهاي المپيك ۲۰۱۲ لندن بارها اعلام كرد، تمايلي به همكاري با فدراسيون كشتي ندارد و سرانجام صبح امروز دوشنبه در نامهاي رسما از اين سمت كنارهگيري كرد.
محمد بنا در بخشي از اين نامه نوشت: اگر رفتم، به خاطر كشتي بود و اگر آمدم هم براي منافع كشتي بوده است.
وي همواره خود را سرباز كشتي ايران ميداند، اما در اوضاع كنوني، صلاح را بر اين ميدانم كه شايد نبودن من تلنگري به دستاندركاران ورزش باشد تا به فكر كشتي فرنگي بيفتند، به فكر همان ورزشي كه سه مدال طلا در المپيك گرفت و از اعتبار ورزش ايران دفاع كرد، اما با پايان المپيك مورد بيمهري قرار گرفت.
اكنون با رفتن بنا از كشتي ايران، مسئولان ورزشي كشورمان بايد پاسخ دهند با قولي كه سرمربي سابق تيم ملي كشتي فرنگي به رئيس جمهور داد، چه شده كه موجب گشته اين چهره موفق ورزشي ايران پا به فرار بگذارد و در تشريح علت اين كار بغضهاي در گلويش را اين گونه بيان كند: «بيتوجهيها به اوج رسيده و مشكلات بسياري سد راه موفقيت كشتي فرنگي است كه گفتن آنها تكرار مكررات است و شايد نبودن من تلنگري به دست اندركاران ورزش باشد تا به فكر كشتي فرنگي بيفتند».
مسلما بيتوجهي لازم به مسائل ورزشي و گرفتن قولها و دادن وعدههاي صرفا تبليغاتي در ورزش كشور به ويژه در سطح ملي، برخي كارشناسان را وادار كرده بود تا پيش از اين، سرنوشت امروز كشتي را پيشبيني كرده و تكاپوي سران ورزش كشور براي ماندن بنا در رأس كادر فني تيم ملي كشتي فرنگي را تنها براي تعريف و تمجيدهاي مردم از خود قلمداد كنند.
بنا از مدتها پيش به امكانات و نوع نگاه مسئولان به كشتيفرنگي معترض بود و پس از پايان المپيك اعلام كرد، ديگر نميخواهد كنار تشك حضور پيدا كند. او با اين حال به دنبال پافشاريهاي پيدرپي و وعدههاي مديران ورزش كشور مبني بر برطرف كردن موانع به تيم ملي بازگشت اما هرچه منتظر ماند، وعدهها عملي نشدند تا اينكه بار ديگر تصميم به ترك كشتيفرنگي گرفت.
جدايي محمد بنا واكنشهاي متفاوتي را از سوي اهالي فدراسيون كشتي به دنبال داشت. از يك سو حسن رنگرز، نايب رئيس فدراسيون اعلام كرد هيچ كس جانشين اين مربي نميشود و او قطعا با برطرف شدن مشكلات برميگردد؛ اما از سوي ديگر گويا، اعضاي هيأت رئيسه ميخواهند با موافقت با اين كنارهگيري فرد ديگري را بر مسند سرمربيگري تيم ملي كشتيفرنگي بنشانند.
حسن رنگرز كه در روزهاي گذشته از برطرف شدن مشكلات و بازگشت بنا خبر داده بود، ميگويد تا وقتي اين فدراسيون بر سر كار است، هيچ فردي جانشين محمد بنا نخواهد شد: «كماكان تصميم فدراسيون بر اين است كه از وجود محمد بنا استفاده كنيم. مطمئنا تا وقتي اين فدراسيون بر سر كار است، هيچ فردي جانشين محمد بنا نميشود».
رنگرز در پاسخ به اين كه در اوضاع كنوني، هدايت تيم ملي كشتيفرنگي براي حضور در جامجهاني بر عهده چه گروهي است، ميگويد: «همكاران محمد بنا مسئوليت كار را بر عهده دارند. هيچكس جايگزين بنا نميشود تا مشكلات برطرف شود و ايشان برگردد.
بهترين مربي جهان در سال ۲۰۱۱ ميلادي به اندازهاي كه در بيرون از ايران مشتري داشت، در كشور مخالف داشت، چون شمار بسياري با حضور وي در رأس كادر فني تيم ملي كشتي فرنگي مخالف بودند، عدهاي كه در كمال ناباوري، امروز دست دور گردن وي مياندازند تا به بهانه در آغوش كشيدن وي معروف شوند، اما محمد بنا با همه اين سختيها، هرگز پشت شاگردانش را خالي نكرد، چون يقين داشت فرزندان او ميتوانند در ميداني بزرگ چون المپيك به افتخاري بزرگ و دور از انتظار دست پيدا كنند.
رقم پرداختي به محمد بنا براي هدايت تيم ملي كشتي فرنگي ايران به پنجاه ميليون تومان هم نميرسد؛ در صورتي كه وي بابت علاقه به موفقيت كشورش در رشته كشتي فرنگي به پيشنهادهاي ميلياردي پشت كرد، اما با بيمهري با وي و همكارانش رفتار كرديم تا امروز آنها هيچ علاقه و انگيزهاي براي ادامه فعاليت نداشته باشند، به راستي چرا محمد بنا بايد در كشتي بيدر و پيكر ايران با اين مديريت باقي بماند.
يادمان باشد در المپيك ۲۰۱۲ لندن تيم كشتي ايران با مربيگري محمد بنا، براي نخستين بار در تاريخ كشتي فرنگي قهرمان المپيك شد. در اين المپيك تيم ايران به رغم ناداوريها با درخشش حميد سوريان، اميد نوروزي و قاسم رضايي صاحب سه مدال طلا شد و به مقام نخست تيمي دست يافت. گفتني است، ايران پيش از اين نتوانسته بود در رشتهٔ كشتي فرنگي به مدال طلا برسد... .
خودمانيم مسئولان مربوطه چه گام مثبتي در نگهداري اين مربي پرارزش برداشتهاند؟ تنها به صرف اين كه گفته شود با استعفاي بنا موافقت نميكنيم كارها درست ميشود! آيا از نظر مادي وي را بينياز كرديم يا از نظر معنوي با وي همه گونه همراهي داشتيم، هرچند او به پشتوانه غرورش تا به امروز حرفي از رقم قراردادش به ميان نياورده، ولي آيا محمد بنا براي چنين افتخاري كه در المپيك به دست آورد، به اندازه يك بازيكن درجه دو ليگ دسته اول فوتبال ايران پول گرفت؟
آري آنقدر به كشتيگيران بياعتناعي كرديم كه به دليل مسائل مادي، حاضرند براي ديگر كشورها كشتي بگيرند؛ حيف نيست سرمايههاي به اين بزرگي را دو دستي تقديم ديگران كنيم؟!
چرا معمار كشتي را از دست بدهيم؟
ادامه مطلب